المحقق السبزواري

847

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

عرب در ابتداى اسلام به سبب طغيان دجله و فرات واقع شده و چون در آن وقت ميانهء اهل اسلام و سلاطين فرس محاربه قائم بود ، كسى اصلاح آن نتوانست نمود - يا هلاك كرده باشد آن زمين را تشنگى كه گياه آن را خشك كرده باشد يا درختان آن را خشك يا ضعيف كرده باشد يا آفتى به زمين رسانيده باشد كه انتفاع از آن كم شده باشد ، بايد كه تخفيف دهى از رعايا در اموال مقرّرى كه مىداده‌اند به قدرى كه اميد آن داشته باشى كه به آن‌قدر تخفيف كار ايشان به صلاح مىآيد . و گران نباشد بر تو چيزى كه به آن سبك كردى مؤنت و مشقت را بر ايشان ؛ پس ، به درستى كه آن ذخيره‌اى است كه باز مىگردانند آن را بر تو در عمارت بلاد تو و تزيين ولايت تو - يعنى ، نفع آن بالاخره به تو راجع مىشود و آنچه تخفيف يافته به‌جايى نمىرود - با آنكه در ضمن اين عطوفتى كه نسبت به ايشان كرده‌اى ، جلب كرده‌اى حسن‌ثناى ايشان كه تو را به نيكويى ذكر مىكنند . و خوشحالى حاصل شده تو را به سبب استفاضهء « 1 » عدالت در ميانهء ايشان در حالتى كه [ تو ] اعتمادكننده‌اى بر زيادتى قوّت و توانايى خود به آنچه ذخيره كرده‌اى نزد ايشان از رفاهيت و آسايش دادن به ايشان به سبب تخفيف خراج و مؤنات ، و اعتماد كردن بر ايشان به سبب آنكه عادت فرموده‌اى ايشان را از اجراى عدل در ميانه ايشان ، و نرمى كردن تو با ايشان . پس ، بسا باشد كه امور حادث شود ، و حوادث رودهد چيزى چند كه اگر اعتماد كنى بر ايشان از بعد آن ملاطفات متحمّل آن شوند ، و آن بار گران بردارند - يعنى ، اگر شدّتى تو را رودهد يا واقعه‌اى صعب افتد ، گنجايش آن دارد كه جان و مال در راه تو صرف كنند - پس ، به درستى كه جاهاى معمور برمىتواند داشت آنچه بر آن تحميل كنى - يعنى ، اگر واقعه‌اى متوجّه شود كه ايشان را صرف اموال در راه تو بايد كرد ، بلاد ايشان به سبب معمورى آن را برتواند داشت - [ 212 آ ] و به درستى كه مىرسد به زمين خراب آفات به سبب پريشانى و فقيرى اهل آن زمين ، و فقر و پريشانى اهل آن زمين به جهت اشراف نفوس واليان و ميل ايشان است به جمع مال ، و بدگمانى ايشان به بقاى عمل در دست ايشان - يعنى ، هرگاه گمان بقاى عمل ندارند ، زود مىكوشند كه تحصيل مادهء طمعهاى خود از رعايا كنند - و كم نفع يافتن ايشان به عبرتهاى روزگار . »

--> ( 1 ) . شيوع يافتن .